۱۰ دلیل برای انتخاب گوشی اوبونتو به عنوان گوشی بعدیتان

گوشی اوبونتو (Ubuntu Phone) قرار است امسال به بازار بیاید. با وجود بازیگران روزافزونی که به بازار تولید سخت‌افزار وارد می‌شوند می‌توانید شرط ببندید که عزیز دلِ دنیای لینوکس کم کم راه خودش را به هر بازار قابل تصوری باز کند. بزرگترین علامت سوالْ بازار آمریکا است. با وجود دژ مستحکم اندروید و iOS میان کاربران آیا این سکوی جدید موفقیتی کسب خواهد کرد؟ من قویاً باور دارم که نه تنها گوشی اوبونتو می‌تواند گوشی آیندهٔ شما باشد بلکه باید باشد! برای این امر ۱۰ دلیل دارم:

۱: واسط کاربری یونیتی

از اول کار، واسط یونیتی با در نظر گرفتن ابزارهای لمسی مثل گوشی و موبایل ساخته شد. یونیتی اول در سال ۲۰۱۰ منتشر شد و این یعنی که ۴ سال و ۴ انتشار عمده را از سر گذارنده تا برای استفادهٔ گسترده و تجاری موبایل تنظیم دقیق شود و بلوغ پیدا کند. این تنظیم دقیق قبل از انتشار اولیه در دنیای نرم‌افزار بی‌سابقه است. علاوه بر این، سورس کد یونیتی برای دسکتاپ خانگی و ابزارهای موبایل ۱۰۰٪ یکی است پس شبکهٔ جهانی توسعه‌گران متن‌باز که روی یونیتی کار می‌کنند آن را هم برای پی‌سی و هم برای موبایل تبدیل به یکی از بهترین واسط‌های دنیا می‌کنند.

۲: به‌روزرسانی‌ها

بر خلاف سکوهای دیگر، گوشی اوبونتو پا جای پای خواهر دسکتاپش می‌گذارد و مثل آن از به‌روزرسانی‌های منظم بهره خواهد برد. و به احتمال زیاد از وقفهٔ بلند مدت برای ارتقا که مسئلهٔ بزرگ بسیاری شرکت‌های تلفن و تولیدکنندگان است رنج نخواهید برد. با وجود اینکه شرکت‌های تلفن قادر خواهند بود کد خود را به پشتهٔ نرم‌افزاری اوبونتو اضافه کنند، این کار — به‌خصوص در سطح هسته — با پروسهٔ به‌روزرسانی تداخل نخواهد داشت. اگر شما می‌خواهید که همیشه آخرین نسخه را داشته باشید گوشی اوبونتو شما را با به‌روزرسانی‌ها خفه خواهد کرد!

۳: سفارشی‌سازی راحت

همهٔ گوشی‌های دیگر در مقابل گزینه‌های سفارشی‌سازی اوبونتو رنگ خواهند باخت. و زمان زیادی طول نخواهد کشید که توسعه‌گران راه خود را به این سکو باز خواهند کرد و واسط‌های کاربری متعددی عرضه خواهد شد. تصور می‌کنید اندروید امکانات سفارشی‌سازی خوبی دارد؟ فقط صبر کنید تا گوشی اوبونتو جای خود را در بازار پیدا کند و کمی وزن اضافه کند. در حال حاضر اندروید شاه سفارشی‌سازی است. باید دید که آیا اوبونتو آن تاج شاهی را می‌رباید یا نه! ولی می‌شود مطمئن بود که اوبونتو اندروید را مجبور می‌کند که به دنبال پولش بدود. وقتی که این سکو تثبیت شود و توسعه‌گران به کار خود مشغول شوند مرزی برای آن متصور نمی‌توان شد.

۴: گنجینهٔ عظیمی از نرم‌افزار

هم‌اکنون گنجینه‌ای از نرم‌افزارها وجود دارد که می‌شود آن‌ها را برای کار روی گوشی اوبونتو آماده کرد. البته بله، نرم‌افزارهایی مثل لیبره‌آفیس و گیمپ به کمی جادو نیاز دارند تا بشود از آن‌ها روی واسط موبایل استفاده کرد. ولی اساس کار سر جای خودش است و بیشتر این برنامه‌ها نیاز به تنظیمات جزئی دارند تا بشود به کارشان انداخت. می‌توانید شرط ببندید که کانونیکال سخت کار خواهد کرد تا هنگام عرضهٔ گوشی اوبونتو تعداد قابل ملاحظه‌ای برنامه آماده شده باشد و با تلاش توسعه‌گرانْ تعداد این برنامه‌ها تصاعدی زیاد خواهد شد. کی می‌تونه برای نسخهٔ موبایل لیبره‌آفیس صبر کنه؟

۵: امنیت

اندروید مبتنی بر لینوکس است پس دارای سطح خاصی از امنیت ذاتی لینوکس است. گوشی اوبونتو حتی از اندروید هم به یک سیستم عامل دارای هستهٔ لینوکس نزدیک‌تر است — و این بیش از هر چیز به معنی امنیت است. در زمانه‌ای که بدافزار و دزدی اطلاعات تبدیل به مسائل کلیدیِ بسیاری از حوزه‌ها شده، داشتن یک سکوی موبایل، با امنیتِ دسکتاپِ لینوکسْ خاطر کاربران را بسیار آسوده خواهد کرد.

۶: ادغام با دسکتاپ

خیلی از سکوها به این کار دست زده‌اند ولی هیچ‌کدام نتوانسته‌اند گوشیشان را به طور یکدست و یکپارچه با دسکتاپ تلفیق و ادغام کنند. نهایتاً گوشی اوبونتو این امر را محقق خواهد کرد. فقط تصور کنید که اطلاعات خود را بر روی تمامی افزارهایتان داشته باشید و بتوانید بدون نصب نرم‌افزار اضافی از آن‌ها استفاده کنید و داده‌هایتان را بین گوشی و تبلت و دسکتاپ همگام‌سازی کنید. این با عرضهٔ گوشی اوبونتو محقق خواهد شد. شما حتی خواهید توانست از همان نرم‌افزارهای دسکتاپتان روی گوشی و تبلت نیز بهره ببرید. و در آخر کار این به معنی کوچکتر شدن شکاف یادگیری برای کاربران است. تنها مانع کنونی آماده کردن یونیتی ۸ (و همینطور «میر») برای دسکتاپ است و بعد از آن همانطور که گفتم مرز پیشرفت فقط آسمان است!

۷: واسط کاربریِ فراگیر برای همهٔ ابزارها

یک واسط برای همهٔ افزارها: دسکتاپ، گوشی هوشمند و تبلت! کانونیکال سال‌ها است که برای یکی شدن واسط‌های کاربری دسکتاپ و تبلت و گوشی سخت تلاش می‌کند و مطمئناً پس از عرضهٔ گوشی خود، از این نظر در راس همهٔ عرضه‌کنندگان خواهد بود. حتی بدون همگرایی و یکی شدن همه جانبهٔ سورس کد نیز می‌توانید از یک واسط کاربریِ واحد روی همهٔ افزارها بهره‌مند شوند. کل عناصر اساسیِ واسطِ یونیتی روی همهٔ افزارها وجود خواهد داشت: Dash, Launcher, Scopes و غیره. نه تنها یادگیری کار با یک واسط روی همهٔ ابزارها آسان‌تر خواهد بود بلکه یکی بودنِ آن پشتیبانی را نیز تسهیل خواهد کرد. اگر کار با آن را روی یکی از افزارها بلد باشید، روی همهٔ افزارهای دیگر هم به همان ترتیب خواهد بود.

۸: جستجو

با داشتن اسکوپس (Scopes) روی گوشی اوبونتو، کابران با قدرتی که هیچوقت تجربه نکرده‌اند می‌توانند جستجو کنند (مگر اینکه قبلاً روی لینوکس دسکتاپ از آن استفاده کرده باشند). اگر با اسکوپس آشنا نیستید تصور کنید بیش از ۱۰۰ منبع برای جستجو داشته باشید — همهٔ آن‌ها در آن واحد و در یکجا! پس وقتی به دنبال چیزی می‌گردید نتایج جستجو را از منابع متعددی می‌گیرید (فضای هارد سیستم، آمازون، گوگل، ویکی‌پدیا و بسیاری منابع دیگر).

۱۰: ادغام با رایانش ابری

با وجود اعلام اخیرِ کانونیکال مبنی بر انحلال اوبونتو وان می‌توانید مطمئن باشید که گوشی اوبونتو به هر حال نوعی امکان انبارش ابری خواهد داشت، حالا اینکه شبیه دراپ‌باکس باشد یا نه گفتنش سخت است. ولی با توجه به طبیعتِ لینوکس می‌توانید مطمئن باشید گزینه‌های زیادی برای انبارش ابری روی گوشی ابونتو وجود خواهد داشت. آیا این گوشی به همان یکپارچگیِ اندروید با گوگل خواهد بود؟ احتمالاً! آیا وسعت حق انتخاب‌های اندروید را خواهد داشت؟ به احتمال زیاد بله! مسلّم است که گوشی اوبونتو با انبارش ابریْ خیلی خوب کار خواهد کرد. جای تاسف است که کانونیکال تصمیم به انحلال اوبونتو وان گرفت ولی این گوشی حتی بدون اوبونتو وان نیز به خوبی با گزینه‌های انبارش ابری دیگر می‌تواند کار کند.

منبع: techrepublic.com

طرح دولت برای به رسمیت شناختن قالب فایل ODF و غوغا بر سر استانداردها

مایکروسافت می‌خواهد که دولت دو قالب را بپذیرد: ODF و OOXML ولی منتقدین می‌گویند که چنین کاری نامعقول است.

۳ آوریل ۲۰۱۴، ۴:۵۰ صبح: بریتانیا به سوی سیستمی حرکت می‌کند که شهروندان بتوانند به طور دیجیتال با دولت اطلاعات رد و بدل کنند، ولی برای انتخاب قالب فایل برای این کار باید مصالحه‌ای بین منافع شرکت‌ها و شهروندان برقرار کنند.

به نظر می‌رسد پیشنهاد HTML برای متون قابل ویرایش در مرورگرها و PDF برای اسناد غیرقابل‌ویرایش با مخالفتی روبرو نشود چون این دو قالبْ روی بیشتر سکوها قابل خواندن هستند.

با همهٔ این‌ها برای رد و بدل کردن پیش‌نویس اسناد میان اداره‌های دولتی یا بین دولت و شهروندان و فروشندگان، بر سر انتخاب یک قالب فایل ویرایش‌شدنی بحث بالا گرفته است.

یک نهاد میان‌وزارتخانه‌ای،‌ ادارهٔ کابینه، در حال بررسی پیشنهادات و نظرات دربارهٔ طرح به رسمیت شناختن ODF برای مکاتبات دولتی و نامه‌نگاری با دولت است.

هدف ادارهٔ کابینه شناسایی قالب‌های فایلی است که هزینه‌ای به کاربر تحمیل نمی‌کنند و با آن‌ها بشود متن، صفحه‌گسترده و اسناد ارائه را بدون از دست رفتن یکپارچگی و صحت سند بر روی ابزارهای مختلف ویرایش کرد؛ البته بدون محدود کردن کاربران به یک فروشندهٔ خاص.

در میان دلایلی که باعث شد این نهاد ODF را انتخاب کند، فراوانی برنامه‌های سازگار و همچنین پیاده‌سازی‌های متن‌بازِ آن برای سکوهای ویندوز، مک، لینوکس، iOS و اندروید بود؛ ناگفته نماند که بعضی برنامه‌های مبتنی بر وب نیز قادر به خواندن و نوشتن در این قالب هستند. ODF 1.1 اکنون یک استاندارد بین‌المللی است (ISO/IEC 26300) و OASIS — یک نهاد استاندارد صنعتی — در حال تالیف مشخصات ODF 1.2 است که قرار است به موقعش توسط ISO پذیرفته شود.

انتخاب ادارهٔ کابینه، مارک فرار — رئیس فناوری ملی مایکروسافت انگلیس — را خوشحال نکرد و در پاسخْ پیشنهاد casino online داد که OOXML در کنار ODF به رسمیت شناخته شود.

«مایکروسافت معتقد است هر سازمانی که در پی سازگاری همه‌جانبه، غنی‌ترین گسترهٔ امکانات و فراگیرترین استفاده از قالب‌های متداول است، باید از چندین قالب استاندارد استقبال کند و پذیرایشان باشد.»

استاندارد OOXML به معنی چند قالب مرتبط ولی جدا بکار می‌رود. نخستین موردْ قالبِ اصلی آفیس ۲۰۰۷ مایکروسافت است که با تغییراتی تبدیل به استاندارد صنعتی ECMA-376 شد.

این نیز به نوبهٔ خودش زیربنای استاندارد بین‌المللی ISO/IEC 29500:2008 را تشکیل داد. این استانداردِ ایزو چهار قسمت دارد، سه تایشان جزئیات دقیق این قالب را تعریف می‌کنند و چهارمی مشخصات و قابلیت‌های موقت و انتقالی را تعریف می‌کنند که هدف از آن توصیف مشخصات اسناد قدیمی است که توسط نسخه‌های قدیمی‌تر وُرد مایکروسافت ایجاد شده‌اند. ECMA International بخش‌های «دقیق» ISO/IEC 29500 را پذیرا شده و آن را به عنوان ECMA-376 نگارش ۲ ثبت کرده.

منبع: itworld.com

منبع ترجمه: AzadRahkar.org

Equiso Play یک کنسول متن‌باز بازی برای اندروید

اکنون چندین کنسول بازی اندروید در بازار وجود دارد مثل OUYA و Mad Catz M.O.J.O. این سکوهای بازی ارزان‌قیمت‌تر از XBOX و پلی‌استیشن هستند. Equiso Play یک کنسول جدید بازی است که امسال وارد بازار خواهد شد.

Equiso_Play

اِکوئیزو پلی یک کنسول بازی متن‌باز ارزان‌قیمت است و برخلاف کنسول‌های دیگر که از کنترلر توکار استفاده می‌کنند، این کنسول از گوشی شما به عنوان کنترلر (دستهٔ بازی) استفاده می‌کند. این یعنی اینکه می‌توانید از کنترل لمسی، تشخیص حرکات و ژیروسکوپ گوشیتان استفاده کنید. اگر نگران وقفه و لَگ بین گوشی هوشمندتان و این کنسول هستید، سازندگان آن این مسئله را حل کرده‌اند. یک تراشهٔ وای‌فای ثانویه نیز به آن اضافه شده که امکان حرکت بلادرنگ را می‌دهد. گیمرهایی که نمی‌خواهند از گوشی‌های هوشمندشان به عنوان دستهٔ بازی استفاده کنند می‌توانند از هر دستهٔ یو‌اس‌بی یا بلوتوث استفاده کنند.

مشخصات فنی:

  • Android 4.4
  • 2.0 GHz ARM Cortex A9 r-4 CPU
  • 8-core Mali 450 GPU, clocked at 600MHz
  • 2 USB ports, micro-USB, micro-SD, Ethernet, HDMI 4.1, 3.5mm and optical audio-out ports
  • Bluetooth 4.0
  • 8 GB flash storage
  • 1 GB DDR3 RAM 32-bit channel
  • 2 Chipsets 802.11n Wi-Fi

آنچه اکوئیزو پلی را از کنسول‌های دیگر متفاوت می‌کند این است که امکان هک کردن آن وجود دارد از سخت‌افزار آن گرفته تا سیستم عامل و نرم‌افزار! جدای از امکان بازی کردن با این کنسول، امکانات بسیار بیشتری روی آن قرار دارد چون به Google Play وصل می‌شود. این online casino یعنی می‌توانید برنامک‌های محبوبتان مثل فیس‌بوک، یوتیوب، نت‌فلیکس و کروم را رویش نصب کنید.

یک مدل قدرتمند اکوئیزو پلی نیز با امکانات مشابه مدل معمولی ولی با ۲ گیگابایت رم، ۱۶ گیگابایت فضای انبارش فلش، وای‌فای 802.11ac، فن خنک‌کنندهٔ فعال، و پشتیبانی پخش ویدئوی 4K وجود دارد.

اکوئیزو پلی فراخوانی در سایت Kickstarter به راه انداخته است که هدفش رساندن سرمایه‌گذاری به ۲۵۰٫۰۰۰ دلار است و هم‌اکنون که ۳۷ روز به پایان فراخوان کمپین باقی است، ۱۴٫۱۷۲ دلار تا کنون جمع‌آوری شده.

اگر می‌خواهید از ساخت این گجت پشتیبانی کنید به صفحهٔ Kickstarter بروید. اگر سرمایه‌گذاری این پروژه تأمین شود، قرار است خریدارانی که رویش سرمایه‌گذاری کرده‌اند آن را ژوئیهٔ امسال با قیمت ۸۹ دلار دریافت کنند.

منبع: http://thedroidguy.com

چرا افول و اضمحلال ویندوز اکس‌پی برای لینوکس و متن‌باز بد است

پایان ویندوز اکس‌پی نزدیک است و شما ممکن است فکر کنید که یک کهنه لینوکس‌کار مثل من دلیل زیادی برای اهمیت دادن به این موضوع ندارد. ولی حقیقت این است که پایان عمر اکس‌پی به معنای مشکل‌تر شدن مجازی‌سازی ویندوز روی سکوهای متن‌باز است. به شما می‌گویم چرا:

من هشت سال پیش از دنیای متن‌بسته و نرم‌افزارهای تملکی به سوی لینوکس کوچ کردم — اول ماندریوا، سپس فدورا و حالا (اغلب) اوبونتو،‌ و هیچ وقت هم به پشت سرم نگاه نکردم. ولی این کوچ به این معنی نیست که ویندوز دیگر هیچ نقشی در زندگی کامپیوتری من بازی نکرده! حقیقت تلخ این است که هر کسی (احتمالاً به جز ریچارد استالمن) هر از چند گاهی نیاز به اجرای یک برنامهٔ ویندوز پیدا می‌کند.

به همین دلیل من همیشه روی پی‌سی اوبونتوم VirtualBox نصب می‌کنم و ویندوز اکس‌پی درون ویرچوال‌باکس به صورت یک ماشین مجازی اجرا می‌شود. این ویندوز را به ندرت بوت می‌کنم ولی برای استفاده از نرم‌افزارهایی مثل اوتوکد یا بازی‌های کامپیوتری به آن احتیاج دارم.

من مطمئناً می‌توانم آن کارها را با ویندوز ویستا، ویندوز ۷ یا ویندوز ۸ هم انجام بدهم. ولی بر خلاف ویندوز اکس‌پی، این نسخه‌هایِ جدیدِ ویندوزْ حافظه و زمان پردازش خیلی زیادتری نسبت به اکس‌پی می‌طلبند که اجرایشان به عنوان ماشین مجازی بر روی لینوکس را مشکل‌تر می‌کند.

نیازمندی‌های رسمی ویندوز اکس‌پی می‌گفت که این سیستم عامل فقط به ۶۴ مگابایت حافظه و پردازشگر پنتیوم ۲۳۳ مگاهرتز نیاز دارد. به طور غیر رسمی و در عمل می‌توان آن را با فقط ۲۰ مگابایت رم و یک پردازشگر پنتیوم با سرعت ۸ مگاهرتز (بله،‌ ۸!) اجرا کرد؛ البته اگر بتوانید نیم ساعت منتظر بالا اومدن سیستم شوید! نیازمندی‌های سیستمیِِ به این پایینی یعنی اجرای ویندوز درون ویرچوال‌باکس همان مقدار فشار روی سیستم می‌آورد که باز کردن یک مرورگر وب!

آیا منظورم این است که از ارتحال ویندوز اکس‌پی و سفرش به سرای باقی ناراحتم؟ نه دقیقاً! اگر بهترین چیزی که در مورد یک سیستم عامل می‌توانم بگویم این باشد که راحت مجازی‌سازی می‌شود، چیز زیادی نگفته‌ام. ولی افول ویندوز اکس‌پی  به این معنی است که من و همپالگی‌های لینوکس‌کارم مجبوریم در یک دنیای ویندوز-محور برای زنده ماندن سخت‌تر تقلا کنیم.

منبع ترجمه: AzadRahkar.org

در حالیکه پشتیبانی اکس‌پی به پایان می‌رسد، هند به سوی گنو/لینوکس کوچ می‌کند

در پاسخ به تصمیم مایکروسافت مبنی بر قطع پشتیبانی از اکس‌پی در ماه جاری، ایالت تامیل هند بخشنامه‌ای به ادارات دولتی محلی فرستاده و از آن‌ها خواسته که به نرم‌افزارهای متن‌باز کوچ کنند.

روزنامهٔ هندی The Hindu ماه پیش گزارش داد که ادارهٔ فناوری ارتباطات دستوری صادر کرده که بخشی از آن به این شرح است: «نصب لینوکس باس (BOSS / Bharat Operating System Solutions) را به عنوان یکی از گزینه‌های اجباری پیش رو در نظر بگیرید.»

هند سه سال پیش تصمیم گرفت تا سیاستی در فناوری اطلاعات در پیش بگیرد که طبق آن استفاده از سیستم عامل‌های متن‌باز اجباری است. در نوامبر ۲۰۱۱، تامیل نادو، لینوکس BOSS که بر اساس دبیان ساخته شده را برای نصب روی سیستم‌های کامپیوتری دولتی معرفی کرد.

لینوکس باس از تمام زبان‌های اصلی رایج در هندوستان، سیستم‌های حسگر زیستی و امضای دیجیتال پیشتیبانی می‌کند.

به گفتهٔ روزنامهٔ The Hindu جدای از صرفه‌جویی در هزینه، انگیزهٔ هند برای بکارگیری این سیستم عامل جدید، ریسک کمتر ویروسی شدن سیستم‌ها و هک شدن و حملات فیشینگ بوده است.

طبق گفتهٔ فرمانداری تامیل نادو: از هزینه‌های عظیم دولت در خرید نرم‌افزارهای متن‌بسته [مثل ویندوز اکس‌پی] اجتناب خواهد شد که این به معنی صرفه‌جویی‌های عظیم برای دولت است.

منبع ترجمه: AzadRahkar.org

چرا مایکروسافت سورس کد وُرد و MS-DOS را منتشر کرده؟

خلاصه: سورس کد MS-DOS 1.1 و 2.1 و همینطور وُرد برای Windows 1a تحت کنترل پروانه‌های نرم‌افزاری سفت و سخت منتشر شده است. مایکروسافت چه قصدی از این کار دارد؟

با اینکه وقتی تصمیم گرفتند سورس کد این برنامه‌ها را منتشر کنند من در اطاق فکر مایکروسافت نبودم، به نظرم جالب خواهد بود بدانیم این انتشار با چه انگیزه‌ای انجام شده است. انتشار این کدها در توافقی با موزهٔ تاریخ کامپیوتر انجام شده‌است.

آیا اکنون MS-DOS 1.1/2.0 و وُرد برای ویندوز 1a متن‌باز هستند؟

با اینکه بعضی‌ها در صنعت نرم‌افزار این اقدام مایکروسافت را متن‌باز کردن MS-DOS  و Word دانسته‌اند، قضیه چیز دیگری است. مایکروسافت سورس کد این محصولات باستانی را تحت پروانه‌ای منتشر کرده که فقط اجازه می‌دهد «برای تحقیقات غیرتجاری، آزمایشی و مقاصد آموزشی» از کد استفاده شود. این پروانه توزیع و استفاده از این کد را محدود کرده و نمی‌شود از آن در برنامهٔ کامپیوتری دیگری استفاده کرد. این پروانه حتی تا جایی پیش می‌رود که تنها اجازه می‌دهد ۵۰ خط از کد آن در آثار دیگر استفاده و نقل قول شود. این به هیچ وجه  باز نیست!

 

چرا حالا؟

من معتقدم که دلایل متعددی برای این حرکت مایکروسافت وجود دارد، از جمله:

  • دست‌اندرکاران موزهٔ تاریخ کامپیوتر مایکروسافت را متقاعد کردند که این کد بخش مهمی از تاریخ بازار فناوری اطلاعات است و باید حفظ شود. MS-DOS و وُرد برای ویندوز در بایگانی موزه جایشان در کنار Apple II DOS, IBM APL, Apple MacPaint, QuickDraw و Adobe Photoshop است.
  • مایکروسافت دوست دارد چهرهٔ بازی از خود نشان دهد ولی با همهٔ این‌ها دودستی به مالکیت معنویش چسبیده است. به نظر می‌رسد که این حرکت مایکروسافت کار خودش را کرد. فقط کافی است ببینید که چه تعدادی در صنعت نرم‌افزار حرف از «متن‌باز» شدن MS-DOS و وُرد توسط مایکروسافت می‌زنند.

مایکروسافت می‌ترسد که نسل بعدیِ توسعه‌دهندگانْ را به سکوهای متن‌بازی مثل لینوکس و اندروید ببازد. موسسه‌های آکادمیک تحت فشار کاهش هزینه‌ها، توجه بسیار زیادی را معطوف به استفاده از محصولات متن‌باز به عنوان پایهٔ مواد درسی علوم کامپیوتر کرده‌اند.

آیا با این حرکتْ مایکروسافت به خواستهٔ خود می‌رسد؟

مدل نرم‌افزاری مشتری‌محور مایکروسافت در بازار تحت حملهٔ رقبا است. گوشی‌های هوشمند، تبلت‌ها و سایر ابزارها دارند سلطهٔ مایکروسافت را تحلیل می‌برند. مایکروسافت هر آنچه در توان دارد انجام می‌دهد تا نگاه مردم به خود و محصولاتش را تغییر دهد، به این امید که با این کار مصرف‌کنندگان گوشی‌های هوشمند و تبلت‌های مبتنی بر لینوکس و یونیکس را به سوی خود جذب کند. این شرکت مجبور است اذعان کند که مشتریانش از ابزارها و نرم‌افزارهای متفرقه و غیر مایکروسافتی استفاده می کنند. مثلاً کاربران آیپد که از آفیس مایکروسافت  استفاده می‌کنند.از دیدگاهِ روابط عمومی مایکروسافت به نظر می‌رسد که این حرکت از موفقیت اولیه برخوردار بوده چون بسیاری از رسانه‌ها معتقدند که مایکروسافت ام‌اس‌داس و ورد را متن‌باز کرده است با اینکه حقیقت خلاف این است! باید بیشتر صبر کنیم تا ببینیم که آیا این حرکت آیا واقعاً تاثیر مثبتی می‌گذارد یا خیر.از نقطه نظر بلندمدت‌تر به نظر نمی‌رسد که این کار مایکروسافت اصلاً تاثیری بر موسسات آکادمیکی بگذارد که به دنبال کاهش هزینه‌ها هستند. سیستم عامل‌های متن‌باز لینوکس و یونیکس امروزه بسیار مدرن هستند و در بسی مکان‌های بیشتری نسبت به دههٔ ۱۹۸۰ از آن‌ها استفاده می‌شود. به طور روزافزونی شرکت‌های بیشتری به دنبال استخدام دانشجویان متخصص لینوکس و یونیکس هستند که در موسسات آموزشی و دانشگاه‌ها لینوکس به آن‌ها تدریس شده‌است. این حرکت مایکروسافت بعید است بتواند تاثیری بر روی مواد درسی این موسسات و دانشگاه‌ها بگذارد.

ترجمه از: AzadRahkar.org

مقایسه‌ی اُپن‌سوزه ۱۲٫۳ با اوبونتو ۱۳٫۰۴

باید اعتراف کنم که وقتی توزیع لینوکسی پیدا کنم که ازش خوشم بیاد توزیع‌های دیگر به سختی میتونن منو تحت تاثیر قرار بدن. توزیع‌های بی‌شماری رو مثل آرک، فدورا و مینت امتحان کرده‌ام. ولی آخر کار همیشه دوباره آمده‌ام سراغ اوبونتو. البته من همیشه یکی از اولین کسانی هستم که به تغییرات در اوبونتو «نــه» میگم (مثلاً به دسکتاپ یونیتی). ولی در طی زمان همیشه می‌بینم که به روش و سبک اوبونتو عادت کرده‌ام. به عنوان یه آدم پرمشغله برام مهمه که توزیعم «بی‌دردسر» کار کنه.

یک روز اتفاق غیرمنتظره‌ای افتاد. تصمیم گرفتم که اُپن‌سوزه ۱۲٫۳ رو امتحان کنم. با وجود دلسردیم از نسخه‌ی ۱۲٫۲ بخاطر خرابی در بسته‌های نرم‌افزاری، با کلاه شک و تردید به سراغ اُپن‌سوزه رفتم.

حالا واقعاً از روونی این انتشار اُپن‌سوزه شگفت‌زده شده‌ام. می‌خوام بگم که اگه قرار باشه سیستم عاملم رو تعویض کنم بدون کوچکترین تردید و دودلی اُپن‌سوزه ۱۲٫۳ رو نصب می‌کنم.

در این مقاله قابلیت‌ها و ویژگی‌های مختلف اوبونتو و اُپن‌سوزه رو با هم مقایسه خواهم کرد و بررسی می‌کنم که هر کدوم برای کدوم تیپ کاربری مناسبه و توضیح خواهم داد که چرا معتقدم اُپن‌سوزه به چنین توزیع برجسته‌ای تبدیل شده.

تیپ‌های مختلف کاربران
در طی سال‌ها یکی از بزرگترین تفاوت‌هایی که بین اُپن‌سوزه و اوبونتو یافتم، مخاطب بازارشون بوده. اُپن‌سوزه همیشه عمدتاً مدیران سیستم و تکنیسین‌ها، توسعه‌گران نرم‌افزار و شاغلانِ حرفه‌ایِ فناوری را هدف قرار داده. ولی مخاطب اوبونتو همیشه کاربر خانگی و معمولی بوده است.

ولی منظور این نیست که تازه‌کاران نمی‌توانند جایی در اُپن‌سوزه برای خود پیدا کنند. اُپن‌سوزه دارای ویژگی‌هایی است که می‌تواند برای تازه‌کاران جذاب و کاربردی باشد، مثل: روشی کاربر-دوست برای ساختن پوشه‌ی خانگی اختصاصی، کنترل گرافیکی بر روی جزییات پیکربندیِ دسکتاپ، و پاپ‌آپ‌ها و کادرهای مکالمه‌ی راحت و قابل فهم به هنگام نیاز.

محیط‌های دسکتاپ
در اوبونتو به طور پیش فرض محیط دسکتاپ یونیتی را دارید و اگر دوست داشته باشید که با ترمینال کار کنید می‌توانید محیط‌های رومیزی دیگر را نیز نصب کنید؛ البته اگر Synaptic را نصب کنید، کارِ نصب با استفاده از محیط گرافیکیِ آن هم میسر است، ولی متاسفانه «مدیر نرم‌افزاری اوبونتو» برای این کار مناسب نیست.

در عوض، اُپن‌سوزه به شما امکان می‌دهد که محیط دسکتاپ دلخواهتان را هنگام نصب سیستم عامل مشخص کنید. برعکـسِ اوبونتو که کار پیاده‌سازی محیط‌های دسکتاپِ دیگر را به ریمیکس‌ها و مشتقاتش واگذار کرده، هنگام نصبِ اُپن‌سوزه امکان انتخاب محیط گرافیکی دلخواهتان را دارید.

گرداننده‌های سخت‌افزاری (درایورها) و کُدِک‌های چندرسانه‌ایِ تجاری و تملکی
سال‌ها است که کاربران اوبونتو از «مدیر گرداننده‌های سخت‌افزاری تجاری / restricted driver manager» بهره می‌برند. در انتشارهای جدیدتر اوبونتو این امکان در ابزار Software and Updates تحت Additional Drivers (گرداننده‌های اضافی) پیاده‌سازی شده است. خوبی این ویژگی اینه که اگر گرداننده‌ی غیرآزاد شبکه، وایرلس و یا کارت گرافیک را نداشته باشید، این ابزار به راحتی امکان نصبشان را به شما می‌دهد. و برای نصب کُدِک‌های تجاری چندرسانه‌ای مثل کُدِک پخش اِم‌پی‌تری یا ویدئ‌یهای MP4 باید ابزار Software and Updates را باز کنید و «Software restricted by copytight» را فعال کنید سپس کادر محاوره‌ایش را ببندید و مخازن را به‌روزرسانی کنید. وقتی این کار را انجام دهید، قدم بعدی این است که وارد Ubuntu Software Center شوید و به دنبال کُدِک‌های چندرسانه‌ای (media codecs) بگردید. در اینجا لیستی از کُدِک‌های GStremer به شما ارائ‌ی می‌شود که باید آن‌ها را نصب کنید.

در اُپن‌سوزه کافی است وارد پورتال نرم‌افزار (software portal) شوید و به دنبال کُدِک‌ها بگردید، opensuse-codecs-installer را انتخاب و با استفاده از فناوری تک‌کلیک (one-click)ِ اُپن‌سوزه نصبش کنید. همه‌ی کار به همین سادگیه! البته در مورد نصب گرداننده‌هایِ غیرآزادِ کارتِ گرافیکی بهتره از منبع نرم‌افزاری فوق اجتناب کنید و یکراست به سراغ مستندات اُپن‌سوزه در مورد NVIDIA یا ATI بروید. در هر دو صورت می‌توانید گرداننده‌های سخت‌افزاری تجاری را با سیستم تک‌کلیک نصب کنید.

موجودی نرم‌افزار:
در مورد دسترسی به نرم‌افزارهای متنوع تقریباً می‌تونم بگم که برنده‌ی بازی اوبونتوئ‌ی! به لطف Software Center، اوبونتو عناوین متنوعی از نرم‌افزار را عرضه می‌کند که در مخازن توزیع‌های دیگر موجود نیست. البته اُپن‌سوزه به لطف software portal برنده‌ی داشتن نرم‌افزارهای جدیدتر است. می‌توانید پورتال نرم‌افزار اُپن‌سوزه را بدیلِ بی‌دردسرِ PPA اوبونتو در نظر بگیرید. اگر نرم‌افزاری را حتی پس از فعال‌سازی مخازن اضافی در YaST نیافتید، آن را در software portal خواهید casino یافت.

به جایی برسیم که چیزها برای من غیرقابلِ‌مقایسه و تار میشن. اوبونتو کار یافتن نرم‌افزار را به لطف گنجینه‌ی به‌روزِ Software Center بهتر انجام می‌دهد. باید اقرار کنم که بخاطر تبلیغات نرم‌افزارها در سافتور سنتر چیزهای جدیدی کشف کرده‌ام. اُپن‌سوزه در این عرصه بازنده است چون مدیریت نرم‌افزارها در آن بیشتر مبتنی بر ساختار درختی و سلسله‌مراتبی است. ولی اگر به‌طور کلی بدانم دنبال چه هستم،‌ اُپن‌سوزه نیز به همان خوبیِ اوبونتو جوابگو است.

YaST واقعاً عالیه:
چیزی که منو بیش از هر توزیع دیگری به سمت اُپن‌سوزه می‌کشونه YaST ـِـه. یاست راهی برای مدیریت گرافیکی سیستمه بدون اینکه حس کنید با شما مثل تازه‌کارها رفتار می شود. قابلیت‌های پیش‌فرضِ یاست مثل الگوهای یاست برای تعیین نقش کاربردی دستگاهتان، ایمن‌سازی سیستم، تنظیم ساده‌ی دیوار آتش، ابزارهای مدیریت کاربران و بسیاری قابلیت‌های دیگرش زبان هر کسی را بند میاورد. و بهتر از همه‌ی این‌ها اینکه، به لطف OpenSUSE Tumbleweed می‌توانم به راحتی سیستم را تبدیل به یک «انتشار غلطان» بکنم.

صادقانه بگم، من واقعاً یاست را دوست دارم چون من را از اتلاف وقت بیهوده برای شخصی‌سازی و پیکربندی سیستم نجات داده‌است و یاست دردسرهای توزیع‌های مبتنی بر RPM را نیز ندارد (من از RPM متنفرم). تنها آرزوم اینه که ببینم Software Portal هر چه بهتر و بیشتر درون YaST ادغام بشه و کار با سیستم جستجوی نرم‌افزار هم ساده‌تر بشه.

با همه‌ی این حرف‌ها، برای تازه‌کاران، اوبونتو هنوز بهترین گزینه است. سردرگمی در اوبونتو کمتره، یافتن نرم‌افزارهای جدید آسونتره و نگه‌داری سیستم در وضعیت بهینه سلول‌های خاکستری زیادی نمی‌طلبه! جا داره بگم که داشبورد اوبونتو (Ubuntu Dash)، جستجو در آمازون، و بسیاری سرویس‌های وبی دیگر، همه در دسکتاپ اوبونتو ادغام شده‌اند. این برای تازه‌واردان یکی دیگر از راه‌های جستجو و یافتن است. البته به عنوان یک کاربر پیشرفته‌ی لینوکس، نظرم این است که کل این قابلیت‌ها باید از سیستم حذف شوند — که البته این کار هم به اندازه‌ی کافی آسان است.

اگر یک کاربر پیشرفته هستید، اُپن‌سوزه مناسب شما است. برای هر کسی که دانش کافی درباره‌ی طرز کار دسکتاپ لینوکس دارد و می‌خواهد کارش را به‌سرعت انجام دهد و یه‌عالَمه کنترلِ گرافیکی روی دسکتاپش بخواهد، اُپن‌سوزه بهترین گزینه است. بازم تاکید می‌کنم که نسخه‌ی ۱۲٫۳ هر پیش‌داوری که در مورد این توزیع داشتم را از بین برده است. لـُب کلام این که سوزه انتخاب محشری است.